جشن سوری و یا آنچه ما امروز آن را چهار شنبه سوری میخوانیم ، جشنی است
که مانند بیشتر جشن های ایرانی که به ستاره شناسی بستگی دارند مبدا همه
حساب های علمی و تقویمی است . در آن روز در سال 1725 پ م زرتشت بزرگترین
حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ کهن را درست و
منظم کرده است بر خلاف بعضی از مناسبت ها این مناسبت سر منشا ای کهن و
باستانی در تاریخ این آب و خاک دارد، و از اهمیتی به مراتب بالاتر از نوروز
بر خوردار است. از این رو شاید از آنچه که بایسته این مناسبت تاریخی بوده
کمتر به آن توجه شده! بر ماست که دست کم در مورد بعضی نکات برجسته آن
بیشتر از آنچه تا حال میدانسته ایم بدانیم جشن سوری تنها یک جشن ساده نیست
، جشن سوری یک یاد آوری از گوشه ای از تاریخ غرور آور این آب و خاک است
امروزه ما مردم ایران هر ساله به شکل های مختلف جشن چهار شنبه سوری را
برگزار میکنیم ، در جای های ایران این جشن به صورت های مختلف برگزار میشود
که نسبت به آنچه اصل آن بوده تفاوت های بسیاری دارد در شهر های بزرگ به
نظر می رسد که رسوم و آداب اصیل جشن سوری رو به فراموشیست و آنچه بدان
تبدیل شده یک فستیوال جدید است که هیچ ربطی به اصل جشن سوری ندارد! البته
باید یاد آور شد هنوز در شهرستان ها و شهر های کوچک و روستا ها پیوند هایی
بین چهار شنبه سوری و خود جشن سوری دیده میشود که در ادامه به آنها اشاره
خواهیم کرد. تا به حال بر اساس تحقیقات محققین و پژوهشگران هیچ سند تاریخی
برای روز دقیق برگزاری جشن سوری در زمان باستان بدست نیامده. آنچه مسلم است
این است که ممکن نیست در ایران باستان جشن سوری در یک روز معلوم مثل شب
چهار شنبه برگزار میشده ! چرا که تقویم ایران باستان اصلا شماره روز ها به
صورت هفته گانه نداشته! یعنی هر روز نام خاص خود را داشته. روز شماری که
ما امروزه از آن استفاده میکنیم که بر اساس آن هر ماه به چهار بخش هفت
قسمتی که هر بخش یک روز است و در کل به آن هفته میگوییم تقسیم شده ، پس از
ورود اعراب به ایران و از روزشمار تازیان برداشت شده پیش از آن ماه های
ایرانی به صورت پنج پنج تقسیم میشده که به هر یک پنجه میگفتند. مثل تقسیمی
که در مصر باستان بابل رایج بوده. تقویم ایران باستان شامل دوازده ماه سی
روزه بوده ( سی روز بی کم و کاست و نه سی و یک روز ) و در سال کبیسه پنج
روز با الهام از پنج نام گاتاها به سال اضافه میکردند، این پنج روز را در
مجموع پنجه، خمسه، پنجه دزدیه، خمسه مسترقه، گاه، اندرگاه، بهیزک و پنجه وه
میگفتندبر این اساس در ایران باستان زمان جشن سوری نمیتوانسته در شب
چهارشنبه بوده باشد، چرا که اصلا شنبه و چهار شنبه و آدینه ای برقرار
نبوده! خراسان
مردم خراسان در شب چهار شنبه آخر سال ، نزدیك غروبافتاب ، هر خانواده یا گروهی ، هفت یا سه بوته خار روشن می كنند . سپس پیر و جوان و كوچك و بزرگ از روی آتش می پرند و برای دفع شرور و زیان ، این شعر را می خوانند
زردی ما از تو
سرخی تو از ما
در برخی روستا ها ، هنگام پریدن از روی آتش ، این شعر را می خوانند
آلا به در ، بلا به در
دزد و حیز از دها به در
در توضیح شعر دوم ، آلا همان ال است كه زنی موهوم و لاغر اندام و بلند قد و سرخ روست كه بینی اش از گل و كارش دزدیدن جگر زنان زائوست .! دها به آدم دزد و چشم دریده گویند. با خواندن این ترانه ها و پریدن از روی آتش آل ها و دزد ها و زیانكاران را از روستا و خانه های خود می رانند
دیگر رسوم شب چهار شنبه
همچنین دیگر رسوم شب چهار شنبه از قبیل : كوزه شكنی ، فال گوش ، گره گشایی ، بخت گشایی دفع چشم زخم و بخت گشایی كندر و خوشبو ، قلیا ( زاج سیاه را گویند ، و زاج خود از نمك های طبیعی است ، بی بو و بی مزه ) سودن ، آش بیمار ، فال گرفتن با بلونی ( كوزه دهانه گشاد ، شبیه شیشه های مربا ) ، در اكثر شهر ها و شهرستان های ایران كم و بیش و با اختلافاتی انجام میشود . مثلا در مورد بخت گشایی سنت تقریبا یكیست اما در اصفهان محل آن سنگ سوراخی در قریه مورگان است ، در تهران و شیراز و تبریز توپ مروارید در همدان شیر سنگی
شیراز
آتش افروختن در معابر و خانه ها ، فال گوش ایستادن ، اسپند سوختن ، نمك گرد سر گرداندن ، در موقع اسفند دود كردن و نمك گردانیدن همراه با اوراد ( دعا ها و ذكر ها ، جمع ورد ) مخصوصی است كه زنان می خوانند . قلمرو چهار شنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آن جا نیز توپ كهنه ای است مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت میخواهند، البته در گذشته دور كه اینك در شسراز و تهران هر دو این رسم منسوخ شده است
در سروستان (كه در حدود نود و دو كیلومتری شرق شیراز قرار دارد) نیز مراسم چهار شنبه سوری تشریفات خاصی دارد. در غروب آخرین چهار شنبه سال ، مراسمی بسیار ساده بر پا میشود. به این ترتیب كه توی كوچه ها ، میدان ها و اغلب خانه ها ، خرمن های خار و گون آماده را با شعله آتش می افروزند و همه با سرور و شادی از كوچك و بزرگ از روی آن می پرند
بوته افروزی
در
ایران رسم است كه پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار وگزنی را
كه از پیش فراهم كرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» كپه می كنند. با غروب آفتاب و نیم تاریك شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند.: زردی من از تو ، سرخی تو از من غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا ای شب چهارشنبه ، ای كلیه جاردنده ، بده مراد بنده
مراسم كوزه شكنی
مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،كمی نمك به علامت شور چشمی، و یكی سكه دهشاهی به نشانه تنگدستی در كوزه ای سفالین می انداختند و هر یك از افراد خانواده یك بار كوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، كوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به كوچه پرتاب می كردند و می گفت: «درد و بلای خانه را ریختم به توی كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می كنند. همچنین گفته میشود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت،در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد.ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی كه در محاسبه روز كبیسه رخ داد . این روز به 25 دسامبر انتقال یافت
فال گوش نشینی
زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن داشتند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می كنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستادند و گوش به صحبت رهگذران می سپردند و به نیك و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبتكردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران می شنیدند، برآمدن حاجتو آرزوی خود را برآورده می پنداشتند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا می شنیدند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانستند.
قاشق زنی
زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه می افتادند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنكه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زدند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نمی آوردند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می انداختند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می رفتند.
آجیل مشکل گشا
یکی از مراسم بسیار مورد توجه شب چهارشنبه سوری، تشریفات فراهم آوردن آجیل مشکل گشا می باشد. این آجیل وجهی تمثیلی دارد.
هر کس که مشکل و گرفتاری داشته باشد با تشریفاتی این آجیل را تهیه و به
عنوان نذر و فدیه میان دیگران پخش می نماید. بی گمان در شکل اولیه ، این
تقدیم و اهدایی بوده جهت فروهر ها که بر سفره مینهادند تا موجب خشنودی شان
شود لرک همان آجیل گهنبار هاست که معمولا از هفت نوع میوه خشک است شامل:
پسته ، بادام ، سنجد ، کشمش ، گردو ، برگ هلو ، انجیر و خرمای خشک که در
مراسم آفرینگان ها ، گهنبار ها ، جشن خوانی ، جشن نوزادی ، در مراسم سدره و
کشتی بندی (سدره : پیراهن سفید و پنبه ای است که بر تن میکنند ، کشتی:
طنابی است که از پشم بافته شده و آن را با ترتیب خاصی به کمر می بندند ،
زرتشتیان از این دو در مراسم خاص مثل نماز استفاده میکنند ) و دیگر اعیاد
به مدعوین داده می شود در اعتقادات عامه مردم مسلمان است که شب جمعه آخر
سال یا شب چهار شنبه یا آخرین شب سال ، اهل قبور و ارواح مردگان باید زیارت
شوند و آنکه در این شب ها بیدار و منتظر و بر بام خانه های خود در آمده تا
که بازماندگان به نام آنان نذور و خیرات دهند و هم چنین مرسوم است در چنین
شبهایی در گورستان ها بر سر قبر عزیزان شمع یا چراغ بیفروزند . همه این ها
و بسیاری دیگر یاد آور مراسم مردم ایران قدیم است که برای فروهران در ده
روز پایان سال که ایام فروردگان است انجام می دادند و امروزه کم و بیش نیز
زرتشتیان انجام می دهند .
طبقه بندی:
پیشینه ی 4شنبه سوری،